خرید بک لینک
خواهرزاده نازنینم تهمینه تماس گرفت،بعد از احوالپرسی گفت : دایی هر زمان که من از دانشگاه میام نمیای به ما سر بزنی ،الان یه ماهه که من تو رو ندیدم و کلی دلم واست تنگ شده،گفتم ببخش گرفتارم و با اصرار خوا

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

می خوام اعتراف کنم که از پرسشتون لذت بردم به چند دلیل عریان و اشکار که لزومی نمی بینم گفته نشه و مانع و ایرادی هم نمی بینم که گفته شه(شاید برخی ابا داشته باشن از گفتن همچین حرفایی)، یکی اینکه به شدت ا

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

رنجستان جغرافیایی است که در آن به مجرد اینکه اندیشه ات را بر زبان جاری ساختی معدوم می شوی یا در بند صید می شوی همچون صیاد و به گرسنگی تن می دهی که اعتصاب تنها فریاد انسان در بند است،بلاهت و نادانی در

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

انسان برای بیان موضوعات و مفاهیم مختلف ابزار گوناگون و متنوعی دارد،واژه ها و اصوات و موسیقی خیلی از بار بیان را بر دوش می کشند،اما آنجا که واژه ها در می مانند و زبان عاجز می شود،آنجایی که دیگر نه هجا

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

همین حوالی:آه چقدر خوب است آه آه سریع تر آه آه آه بران بران سریعتر سریعتردارد می آید آمدآمد آمد آمد آمد آمدجمعه را می گویم انفجار خفتی زیر چهارنعلِ خفتن انسانها بر سکوی تحقیر درمبتذل ترین شبِ هفتهانک

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

می گویند قبل از تولد منحوس ما دهه شصتی ها _قبل از سال 1357 خورشیدی_ در منزل پدرم رسم بود که هرگز درب منزلمان بسته نمی شد ، هر که از بستگان یا آشنایان می آمد بدون آنکه تعارفی و تفرعنی در میان باشد بر س

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

پاییز هماره برای من زیباترین فصل ها بوده است، از آواز رنگ ها و عریانی درختان و خزانی که گیتی را فرا می گیرد همه بهانه ای بود تا این فصل نماد زیبایی و مرگ برای من باشد،سروها لخت و عریان به مزار خزان می

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

از آن زمان که خاطرم هست آرزویی نداشته مگر رویایی بوده است در حد محال ، یا اگر هم خواسته ای داشته ام برای حصول آن به قدر وسع کوشیده ام .در اوان کودکی ضبط صوتی داشتیم که با نوار موسیقی می شنیدیم و یا از

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

به شدت می ترسم،از ابتدا ترسیده ام، دستم ترسید و هرگز به سوی کسی دراز نشد،چشمم ترسید و هرگز به انچه که زیبا بود گشوده نشد، پایم ترسید و هرگز به راهی دلگشا گام برنداشت، دلم ترسید و هرگز بی معنی یا با مس

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

زمان با بی شرمی درگذر است، فقر سیطره اش را بر زمین گسترده و چنگ بر گلوی مستمندان و گرسنگان می اندازد اما زمان بی تفاوت درگذر است،در قسمتی از این جغرافیا نکبت جای جایش را فرا گرفته اما زمان می گذرد، در

برچسب: نویسنده: بهنام کوشکی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 5:36

صفحه بندی